سخت است

 

سخت است درک کردن دختری که غم هایش را خودش میداند و دلش...

 

که همه تنها لبخند هایش را میبینند!

 

که حسرت میخورند، به خاطر شاد بودنش.

 

به خاطر خنده هایش...

 

و هیچ کس جز خودش نمیداند چقدر تنهاست...

 

که چقدر میترسد!

 

از باختن، از یخ زدن احساس و قلبش...

 

از زندگی...

/ 12 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امیرمسعود

هعیییییی[ناراحت]

پسرک دلشکسته

هنوز گاهی برای دیدن غروب بهانه ی تو را دارم خورشید غروب می کند و تو دوباره در دلم طلوع می کنی چه شباهت عجیبی ست بین این طلوع و آن غروب در انتهای هر دویشان بغض میکنم

پسرک دلشکسته

هنوز گاهی برای دیدن غروب بهانه ی تو را دارم خورشید غروب می کند و تو دوباره در دلم طلوع می کنی چه شباهت عجیبی ست بین این طلوع و آن غروب در انتهای هر دویشان بغض میکنم

خدیجه

خسته نباشی حتما قبولی دیگه مبارکههههههههههههههه برای منم دعاکن امتحانام قبول بشم

M.B

من که تو لینک دوستانت هستم خسته71

samyra

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] خوشحال میشم بهم سر بزنی

محمد

سلام خوبی؟؟؟ممنون که بهم سرزدی؟؟؟؟؟؟

رضا

عجب شبی بود شب هجران دوست کز غم آن شب با هزاران قطره اشک صورت ماهش را شستم دل در کف نهاده تقدیمش کردم ولی نامهربان بی وفا بی مهر و با صد جلوه ناز نگاهش را از نگاه من برید حتی به التماس من، یه نیم نگاه هم نکرد بی پرده رفت و انگار ما را نبوده دلدار

سپینود

آزارم میدهد زندگی وقتی درد درونم را میدانم اما راهی جز صبر ندارم ...